ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
249
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
كمسالترش ، ابو سعيد عبد الكريم سمعانى ( 1113 - 1167 / 506 - 562 ه . ) ، 24 به خلاف اوست . وى از مردم مرو بود و در محافل علمى اسلام به عنوان مفسّر و محدّث شهره بود ، ولى شهرت اساسى او از نظر ما به عنوان مورّخ است زيرا تاريخ بغداد خطيب بغدادى را تكميل كرد ، و تاريخ موثقى براى مرو ، وطن خود ، تأليف كرد كه اخيرا از كشف نسخهء آن خبرهاى مكرّر مىرسد ، و ياقوت از آن نقل كرده است . 25 كتاب الأنساب تأليف وى با نوشتههاى جغرافيايى رابطهء نزديك دارد و به ما فرصت مىدهد كه در اين باب از او گفت و گو كنيم . محيط تربيت سمعانى به رشد تمايلات علمى او كمك كرد . وى نسب از يك خاندان عربى داشت كه از روزگارى دراز مقيم مرو بود و گروهى دانشور و فقيه از آن پا گرفته بود . 26 تا روزگار ياقوت كتابخانههاى پر كتاب مرو اشتهار داشت . سمعانى از هنگام نوجوانى چندين سفر به طلب علم داشت و مدّتها در مراكز علمى نزديك وطن خود ، همچون بخارا و نيشابور و اصفهان ، يا دور تر از آن همچون بغداد و حلب و دمشق و قدس به سر برد ؛ مدّتى نيز در حجاز بود و دانشورانى كه از آنها علم آموخت ميان چهار هزار تا هفت هزار كس بودند . كثرت مؤلّفات وى جالب است . فهرستى موثّق نزديك به پنجاه كتاب را نام مىبرد كه جز كتاب الأنساب بقيه را فقط به نام مىشناسيم . 27 هدف سمعانى اين بوده كه نسب شخصيّتهاى تاريخى را در كتاب بياورد . نسبها به ترتيب حروف آمده ، بعضى از آن نامهاى قبيله يا اعلام تاريخى است ، ولى غالبا نامهاى جغرافيايى ناحيهها و شهرها و مكانهاى مختلف است . از اين جهت معلوم توان داشت كه نه تنها مطالب تاريخى بلكه موادّ جغرافيايى آن نيز گرانقدر است . دربارهء نسبتها توضيحات رسا هست و اعلام جغرافيايى دقيقا تعريف شده و با هر كدام مختصرى دربارهء شخصيّتهاى تاريخى و مؤلّفات دانشوران همراه است . بىگفت و گو سمعانى نخستين مؤلّف اين زمينه نيست . از ميان گذشتگان 28 معمولا نام دارقطنى را مىبرند 29 كه به قرن چهارم كتاب اسماء التابعين را فراهم آورده است . 30 پس از او ابن ماكولا به قرن يازدهم / پنجم ه . مجموعهء اسماء الرجال را تأليف كرده است . 31 شايد از همه نزديكتر به سمعانى ، ابن قيسرانى ( متوفّى به سال 1113 / 507 ه . ) است 32 كه كتابى در انساب همانند تأليف كرده كه به سال 1865 ه . چاپ شده 33 و سمعانى از آن استفادهء بسيار كرده است . از اينجا معلوم مىشود كه انديشهء تأليف كتابى از اين نوع اولين بار به نزد وى پديد نيامده است ، ولى مؤلّفان ديگر چون او نبودهاند ، زيرا كه هدفشان تكميل « علم رجال » يعنى شناخت راويان احاديث پيمبر بوده است . و از اين گونه كتابها فراوان هست كه فقط در زمينهء خاصّ خود سودمند است . بنا بر اين عجب نيست كه مؤلّفان مذكور پيش از سمعانى در ميان گروه بىشمار كسانى كه